آرتروز گلنوهومرال، یک بیماری نادر اما بالقوه، ناتوان کننده در ورزشکاران جوان است. در حال حاضر تعدادی از گزینه های درمانِ در دسترس، برای ورزشکار جوان مبتلا به آرتریت وجود دارد. من در این مقاله در مورد معرفی آرتروز استخوانی و علل معمول این بیماری و ارزیابی گزینه های درمان در دسترس بحث می کنم. ملاک های کمک کننده برای انتخاب نوع درمان عبارتند از: تجربه جراح، فاکتورهای بیمار (عمدتا سن و سطح فعالیت) و ویژگی های پاتولوژیک، از جمله نوع اختلال آرتریتی و میزان آسیب استخوان. درمان از یک الگوی متداول پیروی می کند؛ در ابتدا یک دوره درمان محافظه کارانه و ناتمام انجام و به دنبال آن نیاز به جراحی مطرح می شود که گزینه های متعددی وجود دارد: آرتروسکوپی، تجمع بیولوژیکی گلنوئید، روکاری مجدد سرشانه ای، آرتروز، همدیترپروپلاستی و آرتروپلاستی کلی شانه. روکاری مجدد سرشانه ای، نتایج ابتدایی خوبی را نشان داده است، اگر چه مطالعات طولانی مدت در مورد نتایج آن در مقایسه با گزینه های جراحی جایگزین، مورد نیاز است. از بررسی ادبیات من نتیجه گرفته ام که در حال حاضر، موثر ترین روش درمانی، ارزیابی هر پرونده به صورت جداگانه است.

پس زمینه

اصطلاح استئوآرتریت برگرفته از سه کلمه یونانی یعنی استخوان، مفصل و التهاب، می باشد. به طور سنتی به عنوان یک بیماری “سایش” و “پارگی” پیشرو شناخته می شود، تغییرات پاتولوژیک کلیدیِ از دست دادن محلی غضروف، تغییر وضع استخوان و ایجاد برآمدگی استخوانی به جای پشتیبانی از این دیدگاه که این روند باید یک تعمیر پویا در نظر گرفته شود، به سمت دیدگاه خراب شدن رفته است. این تغییرات ساختاری می تواند بر کیفیت زندگی بیمار تاثیر بگذارد. تصویر معمول از آرتریت شانه یکی از موارد درد و سفتی و از این رو ظرفیت کاهش می باشد.

استئوآرتریت مفصل گلنوهومرال یک مشکل غیر معمول و ناتوان کننده برای هر ورزشکار جوان است. تشخیص و درمان آن در چنین فردی، یک چالش بزرگ برای هر پزشک مشاور است، زیرا در حال حاضر وضعیتی بدون راه حل ایده آل دارد.

علل

آرتروز می تواند بر دو گونه طبقه بندی شود که در حالت اولیه برعوامل ناشناخته دلالت داشته و در حالت دیگر اشاره به یک مکانیسم پاتولوژیک ایجاد شده، دارد. استئوآرتریت اولیه در درجه اول یک اختلال مربوط به سن است که با تنش تکراری در مفصل نرمال، مرتبط می باشد. در مقابل، استئوآرتریت ثانویه دارای عللی اساسی مانند تروما، عفونت، ایسکمی یا التهاب است.

استئوآرتریت اولیه

استئوآرتریت اولیه در ورزشکاران جوان نسبت به ثانویه، کمتر رایج است. ورزشکارانی که در معرض خطر بلیشتری هستند کسانی هستند که درگیر فعالیت های بالاتنه تکراری هستند، مانند کریکت، وزنه برداری، و در همه بازیکنان ورزشی دارای راکت. طبقه بندی های بیشتر، می تواند به شرح زیر باشد:

بیماری مفصلی دژنراتیو [فاسد کننده] ثانویه

تخریب مفصلی به عنوان یک نتیجه از جراحی قبلی یا جراحی شانه ممکن است به عنوان آرتریت دژنراتیو ثانویه نامگذاری شود. بیماران، اغلب جوانانی می باشند که دارای سابقه طولانی مدت عمل جراحی ناموفق در گذشته هستند. این شایع ترین نوع آرتریت در ورزشکاران است.

آرتروپاتی کپسولورافی (بخیه یک کپسول مفصلی)

به عنوان آرتریت ناشی از درمان جراحی قبلی برای بی ثباتی عودکننده شانه، توصیف می شود. این مورد معمولا در مفاصلی اتفاق می افتد که کپسول قدامی آن بیش از حد محکم شده است، بنابراین حرکت شانه ها و به طور عمده، چرخش خارجی آن محدود می شود، مانند تعمیرات پوتتی پلت. این سفت شدن بیش از حد باعث ایجاد تغییرات خلفی در هنگام چرخش خارجی می شود که موجب فرسایش بعدی گلنویید و آسیب کپسول می شود. این بیماران اغلب جوان و ورزشکار با تمایل به ادامه مشارکت در سطح بالایی هستند و بنابراین اغلب می توانند برای درمان به چالش کشیده شوند.

استئونکروز

استئونکروز، که به عنوان نکروز آواسکولار نیز شناخته شده است، می تواند به دو دسته تقسیم شود؛ تروماتیک و آتروماتیک. استئونکروز پس از شکستن و مختل شدن تامین عروقی به سر هومرال و به دنبال شکستگی های متعدد، ایجاد می شود. استئونکروز آتروماتیک ممکن است ناشی از یک پاتولوژی جداگانه باشد یا ممکن است ایدیوپاتیک باشد. شرایط مرتبط متداول عبارتند از سیگار کشیدن، مصرف استروئید و الکل و اختلالات خونی یعنی، کم خونی داسی شکل و تالاسمی. بیماران معمولا جوان تر هستند و ممکن است علاوه بر درد بعضی از علائم تشخیصی را نیز داشته باشند.

آرتریت التهابی

آرتریت های التهابی، دومین دسته از آرتریت های گلنوهومرال را تشکیل می دهند، اما در ورزشکاران بسیار کمتر متداول هستند. این بیماری اولیه آرتریت روماتوئید است. سایر علل بیماری های التهابی عبارتند از: نقرس، لوپوس اریتماتو سیستمیک (SLE)، آرتریت پسوریازیس و اسپوندیلیت انکولیوز. اثرات چنین شرایطی ممکن است منحصر به مفصل گلنوهومرال باشد و یا ممکن است در سایر مفاصل اندام فوقانی مانند آرنج یا مچ دست رخ دهد. شاخص های تشخیص شامل: پاتولوژی ستون فقرات گردنی، وجود پارگی در سردست ]کاف[ و درگیری دو طرفه گلنوهومرال است.

در نتیجه یافته های مشابه باید تحقیقات بیشتری را برای نشانگرهای التهابی نشان دهند. اثرات چنین شرایطی ممکن است منحصر به مفصل گلنوهومرال باشد و یا ممکن است در سایر مفاصل اندام فوقانی مانند آرنج یا مچ دست رخ دهد.

آرتریت سپتیک

آرتریت سپتیک گلنوهومرال غیر معمول است و معمولا فقط در بیماران به خطر افتاده از لحاظ ایمنی رخ می دهد. اریتم و گرما در منطقه اطراف شانه بسیار مشکوک هستند. تشخیص با آسپیراسیون تایید شده، و درمان معمولا شامل شستشو و دبریدمان، اغلب آرتروسکوپی، می شود. اگر شدید باشد، آرتروسید گلنوهومرال ممکن است مورد نیاز باشد.

ارزیابی بیمار

تاریخچه

تاریخچه ی معمول یک بیمار مبتلا به استئوآرتریت گلنوهومرال شامل درد و سفتی پیشرونده است. شکایت های آرتریتی اغلب درد است که با تمرین تشدید می شود و با خواب، به خصوص در هنگام خواب از یک طرف، تداخل می یابد. بیماران همچنین ممکن است در مورد حرکت و ناتوانی در انجام وظایف روزانه شامل چرخش شانه مانند خشک کردن موهایشان یا خراش دادن پشت، شکایت داشته باشند.

سابقه مربوطه باید با سوالات مربوط به آسیب قبلی، استفاده از استروئید، سابقه خانوادگی، جراحی قبلی و هر درمان دریافت شده همراه با اثربخشی یا عدم آن همراه شود. مهمتر از همه، پزشک باید انتظارات و نگرانی های خود بیمار را در مورد سطوح بعدی عملکرد معین کند. باید بر اساس مشورت با ورزشکار، بحث جامعی در مورد نوع ورزش، سطح عملکرد وی و همچنین هر گونه قصد بازگشت به رقابت صورت پذیرد.

در نهایت، مهم است بدانیم که هر پاتولوژی شانه ممکن است با سایر شرایط پزشکی همراه باشد. این نباید نادیده گرفته شود زیرا ممکن است بر میزان ناتوانی بیمار و توان بالقوه برای بازیابی آینده تأثیر بگذارد.

معاینه بدنی

معاینه اولیه ی شانه باید نیم تنه بالایی را برای هر نشانه ای از آتروفی عضلانی و عدم تقارن بازرسی نماید. ارزیابی دقیق ستون فقرات گردن باید انجام شود زیرا پاتولوژی در این ناحیه می تواند موجب درد شانه ای شود که ممکن است گمراه کننده باشد. باید بر روی هر گونه یافته ی مثبتی قبل از ادامه روند مراقبت از بیمار، کار شود و درمان صورت گیرد.

تحرک شانه باید تحت هر دو حرکت فعال و غیر فعال ثبت شود. این معمولا درد و دامنه محدودی از حرکت را نشان می دهد، که اغلب همراه با خراشیدگی است. تعیین دقیق حرکت دردناک و یا محدود کننده در سازماندهی تشخیص و تعیین درمان در آینده مفید است. چرخش خارجی محدود، یک یافته معمول در استئوآرتریت است و ممکن است نیاز به درمان اضافی داشته باشد، به عنوان مثال کشیدگی کپسول قدامی و ساب اسکاپولاریس در زمان مداخله جراحی. همچنین باید یکپارچگی و استحکام عضلات چرخشی سردست بررسی شود، زیرا ممکن است مانعی را در جلوی راه درمان های خاصی نظیر آرتروپلاستی کامل شانه ایحاد کند. با این حال ممکن است به دلیل درد بعد از حرکت، دشوار باشد. بر خلاف آرتریت روماتوئید، اکثر بیماران مبتلا به استئوآرتریت تانیی خد را حفظ یا فقط اندکی توانایی کمتری را نشان می دهند که نشان دهنده تنها اختلال در عملکرد چرخشی سردست است.

رادیوگرافی

ویژگی های رادیوگرافی استئوآرتریت شانه کاملا معمول است و به ایجاد تشخیص و طرح بالینی کمک می کند. سه طرح پیشنهادی رادیوگرافی مفصل گلنوهومرر، یک منظره پیشاپیش، یک منظره ی خروجی کتفی و یک نمای بغلی، می باشد.

ویژگی های رادیولوژیکی استئوآرتریت گلنوهومرال مشخصه ای از آن دسته است که در هر جایی از بدن یافت می شوند، به دنبال کوارتت کلاسیک: تنگ شدن فضای مفصلی، توسعه استئوپتیک، اسکلروز زیر غشایی و تشکیل کیست.

سی تی اسکن

روش های تصویربرداری اضافی همیشه لازم نیست، اما توموگرافی کامپیوتری اغلب توسط جراحان به منظور کمک به برنامه ریزی پیش از عمل و ارزیابی کیفیت استخوان و کیفیت بیمار به دست می آید. این امر می تواند مفید باشد زیرا که امکان برآورد دقیق نسخه گلنویید را فراهم می کند و نقشه ای دقیق از هر گونه استئوپتیک را فراهم می کند.

ام.آر.آی

این روش تصویربرداری در ارزیابی بیماران مبتلا به استئوآرتریت محدودیت استفاده دارد. این تنها زمانی مشخص می شود که یک پارگی سردست دو طرفه وجود داشته باشد که ممکن است مانع مدیریت آینده شود، مثلا یک پارگی بزرگ ممکن است از جابجایی کل شانه جلوگیری کند.

درمان

مدیریت غیرمستقیم

متغیرهای گسترده ای در ارائه بیمار و سطح بیماری دژنراتیو گلنوهومرال وجود دارد. یک مجموعه از بیماران ممکن است با اشعه ایکس تغییرات مخرب شدیدی را نشان دهند، اما اگر مطالبات آنها کم باشد، ممکن است بتوانند نسبتا خوب عمل کنند. از سوی دیگر، بیمار دیگری ممکن است فقط خدشه ای خفیف در غضروف را نشان دهد، اما نیروی خود را به طور قابل توجهی از دست رفته ببیند. با توجه به این ناسازگاری، موفقیت درمان مور نمی تواند بر اساس یافته های رادیولوژیک باشد، بلکه بر اساس دیدگاه بیمار از قابلیت های عملکردی خود است. با اذعان به اینکه شایع ترین آرتریت ها در طبیعت خود پیشرو هستند، بسیاری از اصول مدیریت محافظه کار و پیرو سنت قدیم، بر پایه نگهداری و بهبود است. مشاوره با بیمار در مورد طبیعت و مسیرهای محتمل در بیماری آنها ضروری است، به طوری که انتظارات غیر واقع بینانه مانع مراقبت و بهبود در آینده نشود. پایه های مدیریت محافظه کار در استئوآرتریت گلنوهومرال عبارتند از:

۱) اصلاح فعالیت

۲) دارو برای تسکین درد، و

۳) انجام برنامه فیزیوتراپی توسط خود بیمار.

اصلاح فعالیت یک رویکرد عام است، به موجب آن بیمار انجام اعمال مطابق نشانه بیماری را محدود می کند. فعالیت هایی مانند درگیر شدن در ورزش های راکتی باید از بین برود، مگر اینکه برای بیمار قابل تحمل باشد. این ممکن است مانند یک درخواست بسیار اساسی به نظر رسد، با این حال با چنین تاکیداتی که این روزها بر روی ادامه شرکت در تمرینات می باشد بسیاری از ورزشکاران تمایلی به چشم پوشی از بازی ها با وجود درد در آن ناحیه ها را ندارند.

موفقیت داروها در درمان استئوآرتریت متغیر است. داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی اغلب برای از بین بردن دردهای علامتدار استفاده می شود، اما هیچ شواهدی وجود ندارد که بر روند واقعی بیماری تاثیر داشته باشند. به طور گسترده ای پیشنهاد شده است که از مواد مخدر به دلیل پتانسیل وابستگی اجتناب شود. گلوکوزامین خوراکی و مکمل های همودینامین ممکن است سودمند باشد، اگر چه اطلاعاتی در مورد اثربخشی آنها کم است، علی رغم استفاده گسترده ای که خارج از برنامه وجود دارد.

تزریقات کورتیکواسترویید داخل مفصلی ممکن است باعث تسکین عوارض ناگهانی در موارد سرگیجه شود. هر چند تزریق مکرر به علت اثر کاتابولیک آن بر بافت مفصلی دلسرد کننده بوده و پس از آن نباید به عنوان عامل اصلی درمان استفاده شود. تزریق هیالورونان داخل مفصلی اثرات مفیدتری نسبت به کورتیکواستروئیدها داشته و عوارض جانبی بسیار کمتر دارد. با این حال، آن ها گران تر هستند.

فیزیوتراپی معمولا با طیف وسیعی از تمرینات حرکتی شروع می شود تا دامنه حرکت و تقویت عضلات چرخشی سردست برای حفظ ثبات گلنوهومرال دارای ثبات شده و در صورت امکان افزایش یابد.

درمان آرتروسکوپی

دبریدم آرتروسکوپی و میکروسفورکتین یک رویکرد منطقی برای درمان استئوآرتریت گلنوهومرال اولیه ای است که قادر به پاسخگویی به مدیریت غیر عملیاتی نیست. در طی آرتروسکوپی باید بررسی دقیق مفصل و سطح تخریب غضروف صورت گیرد و قطعات و استئوپاتی ناپایدار حذف شود. برای تسریع روند پیشرفت آرتریتی باید تا حد امکان غضروف باقی مانده را حفظ کرد. این درمان دارای منافع اضافی است که اغلب ورزشکار شرایط مرتبط با آن را دارد که می تواند در زمان آرتروسکوپی مورد توجه قرار گیرد. روش های مرتبط با آن ممکن است شامل تعمیرات پاتالوژیکی لبرال و یا چرخشی سردست، فشردگی سوباکرومیال و هر گونه مشکلی مرتبط با آکرومیوکلوویکولار باشد.

دبریدمان آرتروسکوپی عمدتا یک درمان موقت برای آرتریت شانه است و نتایج آن به شدت بر وخامت بیماری بستگی دارد. با این وجود گزینه ای معتبر برای بیماران ورزشی جوانی است که در آنها روش های قطعی بیشتری نظیر آرتروپلاستی ممکن است به علت خطر انقباض جزئی و شکست بعدی مورد استفاده قرار گیرد.

جایگزینی شانه (آرتروپلاستی)

بیماران معمولا برای آرتروپلاستی در نظر گرفته می شوند زمانی که درد آنها مقاوم در برابر اقدامات غیرعملی است و یا گزینه های قبلی غیر آرتروپلاستی شکست خورده اند. آرتروپلاستی تسکین درد را تا حدودی قابل اطمینان ارائه می دهد و باید عامل اصلی جهت مداخله جراحی در مقایسه با بهبود قدرت و عملکرد باشد.

عوامل دلسرد کننده برای جایگزینی شامل تغییرات آرتریت خفیف تا متوسط، سن بیمار جوان، خواسته های عملکردی بالا، عدم وجود انبار گلنوید استخوانی و نقص چرخشی سر دست، می باشد. پتانسیل شکست در این بیماران به طور کلی به علت تخریب مکانیکی جزء گلنوئید یا به علت تخریب عناصر پلی اتیلن می باشد. با این وجود، با استفاده از پروتزهای سطح بندی مجدد جدید و گلنوید بیولوژیکی، خطرات ناشی از شکست ممکن است کمتر باشد.

در هنگام مشاوره با بیمار در رابطه با بازسازی پروتز باید انتظارات واقع بینانه را تعیین کرد. نوع آرتروپلاستی انتخاب شده باید عوامل مختلف و نه فقط تشخیص را در نظر بگیرد. فاکتورهای بیمار (مثلا سن و میل به بازگشت به سطوح بالای فعالیت) و همچنین ویژگی های پاتولوژیک (کمبود ذخیره استخوانی، پارگی سردست و غیره) باید در نظر گرفته شوند. مطالعات مقایسه ای پیگیری هماگریتروپلاستی با آرتروپلاستی شانه ها نشان داد که هیچ تفاوت قابل توجهی در کیفیت زندگی بین دو روش وجود ندارد.

هماگریتروپلاستی شامل بازسازی پروتزی مفصل پروگزیمال بدون سطح بندی مجدد گلنوید می باشد که باعث می شود فلز بر روی استخوان ها قرار گیرد. این ممکن است به عنوان یک جایگزین برای کل آرتروپلاستی شانه در درمان استئوآرتریت استفاده شود و درمان انتخابی برای موارد آرتروپاتی پارگی سردست است. در مارد نارسایی چرخش سردست و پروگزیمالِ سرشانه، هماگریتروپلاستیِ برگردان باید انجام شود.

خوشبختانه، عوارض آرتروپلاستی شانه نادر است. شایع ترین شکایت بی ثباتی مفصل است. یکی از دلایل بی ثباتی، خطای فنی ناشی از عدم اندازه گذاری ایمپلنت یا نسخه گلنویید خواهد بود. این می تواند به طور معمول توسط تجدید جراحی های بعدی اصلاح شود. یکی دیگر از عوارض ناشی از آرتروپلاستی شانه ای، کشیدن جزء گلنویید است. همبستگی شدید بین سستی و وجود یک پارگی تمام ضخامت در سردست نشان داده شده است، بنابراین لانه گزینی گلنوئید در چنین شرایطی ممنوع است. دیگر مشکلات نادر، شامل کمبود چرخش سردست معمولا به علت پارگی ساب اسکاپولاریس، شکستگی پری پروستات، رویداد ترومبوآمبولیک و البته عفونت است.

بدون سمنت

سطحی سازی مجدد سرشانه یک روش نسبتا ساده است که جایگزین مناسب برای هماگریتروپلاستی، مخصوصا در بیماران جوانتر، می باشد. این روش از یک کلاهک فلزی متصل شده، معمولا از کروم کبالت برای سطح بندی مجدد سر شانه، استفاده می کند. در ابتدا سطحی سازی مجدد سرشانه در کنار اجزای تشکیل دهنده گلنویید انجام شد اما مطالعات انجام شده توسط لوی و کوپلند نشان داده اند که نتایج به دست آمده از سطحی سازی مجدد به همان اندازه خوب می باشد. با سطحی سازی مجدد، آناتومی طبیعی حفظ می شود، بنابراین از خطاهای بالقوه در ارتفاع سر شانه، نسخه گلنوئید و هم ترازی در ارتباط با قرار دادن ساقه ها اجتناب می شود. غربالگری اصلی برای استفاده از ایمپلنت های سطحی ساز مجدد، کیفیت نامناسب استخوان شانه ای نزدیک مبدا است. این شکل از جراحی نسبت به جایگزینی شانه سنتی، کمتر تهاجمی است و بنابراین بهبود بسیار سریعتر است. قرار دادن یک ایمپلنت سطحی می تواند به افزایش طول عمر یا اجتناب از نیاز به جایگزینی مفصل بعدی کمک کند. بنابراین ، این مورد یک گزینه جذاب برای ورزشکاران جوانی است که می خواهند آرتروپلاستی در آنها در سنین پایین انجام شود، و در معرض خطر بیشتری برای تجدید نسخه ای دیگر در آینده قرار دارند.

سطحی سازی مجدد بیولوژیکی گلنوید

سطحی سازی مجدد بیولوژیکی یک جایگزین برای قرار دادن اجزای پلی اتیلن از آرتروپلاستی گلنوهومرال فراهم می کند. انواع مختلفی از عوامل بیولوژیکی را می توان برای سطحی سازی مجدد گلنوئید استفاده کرد: دو مورد شایع تر فاسیا لاتو اتوژنیک و آلوگرافت تاندون آشیل بوده اند. یک مطالعه ۱۱ ساله که اخیرا بر روی ۳۶ بیمار انجام شده است، نتایج دلگرم کننده ای را با این روش نشان داده است. آنها نتیجه گرفتند که هماگریتروپلاستی همراه با سطحی سازی مجدد بیولوژیکی موجب کاهش دردی شبیه به کل جایگزینی شانه می شود و آلفا تندون آچیلز به عنوان مواد سطحی ساز ترجیح داده شده برای آنها توصیه می شود. این تکنیک اجازه می دهد تا تغییر شکل گرانولید بدون جابجایی اجزای پروتز صورت گیرد، که برای بیماران جوان جذاب است چون که احتمال اصلاح بیشتری دارند.

این تکنیک همچنین می تواند به صورت آرتروسکوپی انجام شود، اگر چه هنوز معمول نیست.

آرتروتوز گلنوهومرال

آرتروتوز گلنوهومرال یک تکنیک نسبتا خام است که شامل همپوشانی سرشانه با گلنوید و آکرومیون است، بنابراین تنها بر چرخش اسکاپولوتوراکی تکیه می کند تا اندام فوقانی حرکت کند. امروزه به ندرت به کار گرفته می شود زیرا شکل های مدرن آرتروپلاستی بسیار خوب هستند و دلایل عدم پذیرش جراحی جایگزین بسیار محدود است. علائم همجوشی مفصل عبارتند از: آرتریت سپتیک شدید و شکست در بازسازی شکستگی قبلی به همراه از دست رفتن شدید استخوان. عوارض این جراحی عبارتند از: عفونت، آسیب عصبی، و عدم توانایی متعاقب در انجام فعالیت های زندگی روزمره به علت کاهش دامنه حرکت.

تلاش های مدیریت محافظه کار همیشه باید در ابتدا انجام شود زیرا هر جراحی هم از خود روند و هم از تجدید نظر در آینده ریسک بر دوش می پذیرد. بنابراین، قبل از جراحی باید از روشهای مختلف درمان محافظه کار استفاده کرد. بر حسب اینکه کدام درمان جراحی مناسب تر است، پرونده هر بیمار باید بر اساس شایستگی های آن ارزیابی شود (خواسته های عملکردی، نوع آرتروز، میزان ذخیره استخوان ها و غیره). بیماران تنها دارای تغییرات جزئی آرتریت ممکن است از درمان آرتروسکوپی استفاده کنند، در حالی که کسانی که دارای آسیب گسترده هستند، ممکن است نیاز به آرتروپلاستی کامل داشته باشند.

در افرادی که دچار استئوآرتریت پیشرفته هستند، تکنیک های کمتر تهاجمی مثل سطحی سازی مجدد گلنویید بدون سمنت، وجود دارد. این یک روش کمتر مخرب نسبت به آرتروپلاستی کلی یا جزئی شانه بوده و استخوان را طبیعی تر نگه می دارد و نیازی به کاشت میله نیست. این فاکتورها مزایای متعددی دارند.

از مشکلات جایگذاری میله مانند شکستگی پری پروستات و از رفع ضایعات سمنت در حالت تجدید نظر، اجتناب شود، و

در این روش تنها استخوان محدود شده از بین می رود بنابراین اگر مناسب باشد در آینده آرتروپلاستی کل شانه هنوز هم می تواند انجام شود.

علیرغم نتایج اولیه مناسب، یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی طولانی مدت برای مقایسه آرتروپلاستی سر شانه بدون سمنت با همیاروتروپلاستی و آرتروپلاستی کلی شانه ضروری است اگر نتیجه گیری برای درمان بهینه ورزشکاران آرتریتی جوان می خواهد، انجام شود.

اشتراک در تلگرام