آمیوتروفی عصبی (از بین رفتگی پیشرفته بافت‌ها و عصب عضله) یک بیماری غیرمعمول است که شانه و بازو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علت دقیق آن ناشناخته است، ازاین‌رو بانام‌های متعدد و مختلفی از قبیل موارد ذیل شناخته می‌شود:

– سندرم تونر-پارسونیج (Parsonage-Turner)

– التهاب عصب بازویی (Brachial neuritis)

– وصله دوزی آمیوتروفی (Patchwork amyotrophy)

– نوریت موضعی کمربند شانه‌ای

– فلج سراتوس ماگنوس (Seratus magnus paralysis)

– نوریت چندگانه کمربند شانه‌ای

– رادیکولیت یا  التهاب ریشه عصبی حاد بازویی

– سندرم کمربند- شانه‌ای

– نوریت بازویی پارالتی یا فلج

– نوریت حاد شانه

– فلج حاد استخوان بازویی- استخوان کتف یا اسکاپولا

– نوروپاتی شبکه بازویی (Brachial plexus neuropathy)

علیرغم سردرگمی در نام‌گذاری این اختلال، این بیماری به لحاظ بالینی هویت کاملاً شناخته‌شده‌ای دارد و به‌خوبی تشخیص داده می‌شود.

گزارش سوابق پزشکی معمول، درد ناگهانی و به دنبال آن بروز ضعف عضلانی و تخریب و تضعیف کمربند شانه‌ای و بازو بالایی را نشان می‌دهد. درد ناگهان در اطراف بالای تیغه شانه شروع می‌شود و از چند ساعت تا دو هفته ادامه می‌یابد. میزان درد ممکن است متغیر باشد ف اما برخی از بیماران، بخش دردناک و قابل‌توجهی را وصف نمی‌کنند.

بنابراین، ضعف در برخی از ماهیچه‌های کمربند شانه‌ای و اغلب عضله‌های بازو افزایش پیدا می‌کند. در هنگام بروز ضعف عضلانی، معمولاً درد متوقف می‌شود. معمولاً بی‌حسی ناشی از ضعف وجود ندارد.

این عارضه ممکن است به دلیل عدم تعادل این عضلات، موجب بروز اختلال گیرافتادگی شانه ثانویه شود. همچنین بیماران موجب گسترش خستگی شانه، به‌ویژه با انجام فعالیت‌های بیش‌ازحد و سنگین می‌شوند.

در مرحله حاد، این وضعیت ممکن است عوارضی شبیه به شانه منجمد حاد، تاندونیت کلسیفیک یا آرتریت داشته باشد. در مرحله ضعیف مزمن، اغلب شبیه به پارگی روتاتور کاف در بخش شانه یا فشردگی ریشه عصبی است.

مطالعات شرایط عصبی (EMG) و مطالعات تصویربرداری در تشخیص شرایط فوق‌الذکر از آمیوتروفی نورولیک مفید واقع می‌گردد.

درمان

هیچ درمان خاصی در آمیوتروفی نورالیک به اثبات نرسیده است. در مراحل اولیه ممکن است درد مربوطه نیاز به درمان داشته باشد. مصرف داروهای ضد درد متداول کفایت می‌کند.

در صورت کاهش درد، فیزیوتراپی توصیه می‌شود. طیف گسترده‌ای از تمرینات حرکتی شانه و آرنج برای حفظ طیف کاملی از حرکت عضلانی پیشنهاد می‌گردد. توان‌بخشی فعال فقط زمانی انجام می‌شود که تا حدودی بهبود عضلات آسیب‌دیده در حال حاضر محقق شده باشد. علاوه بر این، تمام عضلات فوقانی بدن باید تحت تمرینات بازسازی قرار گیرند و تنها به افرادی که ضعف بالینی دارند توصیه نمی‌شود. همچنین توصیه می‌شود که بازیابی توان و قدرت بدنی قبل از اینکه بیمار اقدام به ورزش مجدد کند به حد مطلوبی رسیده باشد.

نتیجه

پیش‌بینی عارضه به‌طورکلی مطلوب خواهد بود، چراکه بهبود قدرت و حس عضله معمولاً به‌طور خودبه‌خود شروع می‌شود، زودتر از یک ماه پس از شروع علائم، و حدود ۷۵٪ بهبود کامل در عرض ۲ سال. بااین‌حال، بازه زمانی بازیابی و بهبود کامل، از ۶ ماه تا ۵ سال متغیر است. به نظر می‌رسد که تأخیر در بهبود توان جسمی عضلانی به‌شدت و مدت درد، ضعف یا هر دو بستگی دارد.

بیماران مبتلابه ضایعات پروگزیمال و عصب اصلی بالا سریع‌ترین بهبودی را تجربه می‌کنند. به‌طورکلی، بازسازی کامل و رسیدن به قدرت و عملکرد طبیعی معمولاً در خلال پنج سال محقق خواهد شد.

اشتراک در تلگرام